خوب بعد از ناموفق بودن قدم دوم٬ دوباره همه چیز به حالت اول برگشت. امروز دوباره برگشتم سر کار و دارم به روند جدید زندگی فکر می کنم .  بیشتر از یکسال روند دیگری رو در ذهنم می پروروندم. اینکه الان کجا هستم خیلی برام مهم نیست (نمی تونم بگم اصلا مهم نیست!) مهمتر اینه که در این مدت برای کاری که به هر دلیلی دوست داشتم انجام بشه سعی کردم و اگر این کار رو نمی کردم شاید همیشه افسوسش رو می خوردم. در هر حال چیزی که الان احتیاج دارم کمی استراحت ذهنی و برنامه ریزی برای شروعی دوباره است. شروعی متفاوت با بیش از یکسال برنامه ریزی. مهم تر از اون اینه که برای اینکه دیگران برای زندگیت تعیین تکلیف نکن (حالا این دیگران می تونه مادر و پدرت باشه٬ رئیست باشه٬ دوستت باشه یا هر کس دیگه ای) باید انرژی داشته باشی تا خودت تصمیم بگیری و دربرابر تصمیمات نادرست دیگران بایستی. خلاصه که فعلا مدتی در استراحت به سر خواهم برد تا وقتی که خودم تشخیص بدم!

/ 0 نظر / 4 بازدید