My Long Journey Never End…

کامپیوتر خونه نیاز شدیدی به فرمت شدن داره. من یه فلدر توش دارم که همه اطلاعات ۵-۶ سال گذشته ام اون تو هست. قرار بود که من اونها رو مرتب کنم و از روی کامپیوتر بردارم تا فرمتش کنیم. این کار دقیقا دو هفته زمان از من برد و بالاخره دیروز بعد از ساعتها تموم شد! توی هر فلدری که می رفتم با کوهی از خاطرات گذشته مواجه می شدم که مسیر پیش رفتن رو سد می کرد. عکس ها٬ نوشته ها و کلا همه فایل ها یه جورایی بویی از خاطراتی می داد که درجا نگهم می داشت. نمی شه دید و گذشت. باید برای دسته بندی اونها تک تک رو مرور کنی انگار. نه می شه پاکشون کرد و نه می شه از کنارشون عبور کرد... و چقدر مرور کردن بعضی خاطرات سخته و از کنارشون رد شدن غیر قابل باور! کاش یاد می گرفتم چطور رد بشم٬ چطور عبور کنم٬ چطور... یکی از دوستان عزیزم می گه که ما «از دست دادن» رو یاد نگرفتیم.  «از دست دادن» هم هنر می خواد. نمی دونم...شاید... این جمله چقدر از دیروز توی گوشم می پیچه:

My Long Journey Never End...

/ 0 نظر / 7 بازدید