اينجا داخل است اونجا خارج

اينجا تهران است خونه سمن اينا و من و سمن بالاخره به توافق رسيديم تو خارج!! که رفتيم دو تا حيوون خونگی ناز بخريم.قراره دو تا ”تنبل“ بخريم.تازشم اسمهاشون رو هم انتخاب کرديم.ديگه الان مشکلات خارج رفتنمون حل شد و ما خيلی خوشحاليم!!!!!

--------------------------

راستی مونا جون واسه تو هم خيلی خوشحاليم که تو هم رفتنی شدی.اونجا اومدی بيا پيش ما.حيوون خونگيت رو هم بيار تنها نمونه،طفلکی حيووونها هم دل دارن.

حالا يه کم جدی:مونا مونا خارج رو استاد کن تا ما می آيم.خيلی بد کردی که دير بهمون گفتی.دلمون خيلی خيلی برات تنگ می شه.ببين ما از ۴ سال قبل بدون هيچ هماهنگی فقط بر پايه احساس علاقه داريم به همه می گيم که می خوايم بريم که نکنه يهو غافل گير شن و احساس دلتنگی کنن و هی به ما محبت کنن که بعدا دلشون نسوزه يهو که ما رو از دست دادن.خلاصه مطلب اين که آقا خيلی دوست داريم  .

دی ديدی دی.دی ديدی دی.

 

پی نوشت:زيادی درس نخونين

پی نوشت ۲:اگر هم مجبور شدين زيادی درس بخونين وسطهاش استراحت هم بکنين که اينجوری نشين

  
نویسنده : م____________ا (خوب و بد درهم ِ ) ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ،۱۳۸٤