منِ بی احساس!

اینقدر بهش نگفته بودم که دلم براش تنگ شده که باورش نمی شد! دلم گرفت...چرا بعضی وقتها فکر می کنیم که گفتن حسمون از غرورمون کم می کنه یا چمی دونم هر چیز دیگه.چرا اون باید به محض شنیدن این جمله حس کنه که باهاش کار داشتم که بگه امشب وقت ندارم جواب سوالهات رو بدم...چرا من اینهمه دور شدم از اینهمه قشنگی...چرا گاهی یادمون می ره که به عزیزترین هامون بگیم که چقدر برامون عزیزن...

  
نویسنده : م____________ا (خوب و بد درهم ِ ) ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ امرداد ،۱۳۸٤