بعد از تو...

بعد از تو در شبان تیره و تار من،

دیگر چگونه ماه

آوازهای طرح جاری نورش را،

تکرار می کند

بعد از تو، من چگونه،

این آتش نهفته به جان را،

خاموش می کنم؟

این سینه سوز درد نهان را

بعد از تو من چگونه فراموش می کنم

من با امید مهر تو پیوسته زیستم

بعد از تو،

این مباد،

که بعد از تو

نیستم

بعد از تو آفتاب سیاه است

دیگر مرا به خلوت خاص تو راه نیست

بعد از تو

درآسمان زندگیم مهر و ماه نیست

بعد از من آسمان

            آبی ست

آبی،

             مثل هميشه آبی

 

           

  
نویسنده : م____________ا (خوب و بد درهم ِ ) ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ امرداد ،۱۳۸٤