ضايع!

آهای دوست قديمی، يه چيزی ازت ديدم که خيلی ناراحتم کرد.در حالت عادی شايد ناراحتی نداشته باشه ولی بعد از حرفهايی که ما راجع بهش زديم...انگار که تو ادعات می شد که می شه.می گفتی چرا نمی شه مثل قبل باشه.مگه نمی گفتی که برای تو چيزی فرق نمی کنه مگه نمی گفتی...؟حالا من بايد ببينم که تو با همه اون ادعا ها در اين باره اومدی و ...اين ديگه ته ضدحاله! بابا خيلی ضايع بود! نگفتی من چی فکر می کنم؟مهم نيست حالا من چی فکر بکنم ولی خودت چی؟خودت نگفتی چرا!!!!؟ خيلی عصبانيم کرد!

  
نویسنده : م____________ا (خوب و بد درهم ِ ) ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸٤