شحنه

اين شعر رو خودت گفتی که بنويسم تو دفترم يادته؟

"راهی ست راه عشق که هيچش کناره نيست

کانجا جز آنکه جان بسپارند چاره نيست

هرگه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

در کار خير حاجت هيچ استخاره نيست

ما را ز منع عقل مترسان و می بيار

کاين شحنه در ولايت ما هيچ کاره نيست"

پس چی شد؟ديدی آخرش هم همين شحنه همه کاره شد؟!

 

  
نویسنده : م____________ا (خوب و بد درهم ِ ) ; ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ تیر ،۱۳۸٤