هنوز...

تا ديروز حالم از کلمه هرگز بهم می خورد و می خواستم بيام در وصف بدی هاش بنويسم (از قطعيتی که توی کلمه اش هست خوشم نمياد!) ولی از ديشب تا حالا بدجوری روی کلمه هنوز تيک پيدا کردم ! چراش هم برمی گرده به حرفی که يه دوست عزيز مثلا برای دلداری دادن به من زد! آقا مرامی مواظب کلماتی که به کار می برين باشين.فکر طرف مقابل باشين که ممکنه چه تاثيری روش بذاره(البته با توجه به شرايط موجودش) به خدا بعضی وقتها همين بی توجهی های کوچولو می تونه دل يه آدم رو کلی پَل پَل (همون پَر پَر خودمون) کنه!

يه خواهش کوچولوی ديگه...لطف کنيد هيچ وقت فکر نکنيد که عقل کل هستيد و همه چيز رو می دونيد.نگيد دليل همه اتفاق ها و راه های پيشگيريش رو از قبل می دونستيد و شروع نکنيد نصيحت کردن و اين حرفا! به خدا اينجوريام نيست.چی بگم ديگه...

  
نویسنده : م____________ا (خوب و بد درهم ِ ) ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٤