فال

از توی دفتر شعرم برات فال گرفتم!می دونی چی اومد؟

”يارب آن نوگل خندان که سپردی به منش

می سپارم به تو از دست حسود چمنش“

جالب بود...

  
نویسنده : م____________ا (خوب و بد درهم ِ ) ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٤