به من نخند!!!!

آخ آخ آخ ...يه حرفا و به قول معروف يه حقيقت های گسی رو شنيدم که نگو.آره بابا منم می دونستم جز اين نيست.آره احمق نبودم. ولی ای کاش از نزديک نديده بودم...همشو به عينِ ديدم.وای ...ميدونيد چه سخت ...ای کاش می تونستم ازش فرار کنم.ای کاش از نزديک اين همه به قول بقيه منطق رو لمس نکرده بودم...

ای کاش آدما وقتی دارن يه سری  مزخرف به اسم منطق سمبل می کنن جای اينکه از دور بشينن يه کم به دل خودشون نگاه کنن! ببينن اگه خودشون بودن چی آروومشون می کرد...ببينن اگه خودشون بودن می تونستن اين حرفا رو بپذيرن؟طاقتِ شنيدنشُ‌ داشتن؟؟

تو رو خدا بياييد توو برخوردامون فقط يه لحظه خودمون رو جای طرف بذاريم...بگيم اگه خودم بودم چی؟!!

اونوقته که روزی هـــــــزار بار پشتت می لرزه ...

نه نــه نــــــه ...من نميخوام بيشتر از اين بدونم .نگـــــــــو!!نشونم نده...آقا من کم آوردم.من کم آوردم...من کم آوردمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...بستمه...

 

 به من نخند يه روز دلت دل به کسی می بنده  

   اون وقت می فهمی عاشقی گريه داره نه خنده

 

  
نویسنده : م____________ا (خوب و بد درهم ِ ) ; ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٤